خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شهید غضبان مزید از ولادت تا شهادت


    سال 1330در مناطق شوهان و دریک  خانواده مذهبی و پر جمعیت کودکی به دنیا آمد که نام وی را غضبان گذاشتند .دوران کودکی و طفولیت را در کنار پدر و مادر و برادرانش به کشاورزی و دامداری و با توجه به محبوبیت و جذابیت خاصی که داشت به همراه برادرانش به کوه و صحرا می رفت و فنون تیر اندازی با اسلحه را به خوبی می آموخت ،به مدرسه رفت و کم کم چهره متمایز او برای خانواده آشکار می شد او علاوه بر دروس مدرسه به کتابهای غیر درسی و عموما مذهبی علاقه بسیار داشت ،دارای پشتکار قوی ،بشاش و احکام اسلام ودین را خیلی زود یاد گرفت و رعایت می کرد به نماز می ایستاد و سفارش به نماز می کرد و در سن 22 سالگی ازدواج نمود .در زمان قبل از انقلاب از شاه و حکومت او به بدی یاد می کرد و با  رادیوی که داشت دایما سخنرانیها ی حضرت امام را گوش می کرد و مردم را به پیروی از حضرت امام فرا می خواند و می گفت این سید از نسل حضرت رسول الله است و حق با اوست و خبر آمدن حضرت امام و پیروزی انقلاب را به مردم می داد و خود بسیار خوشحال بود

    شهید غضبان و جنگ تحمیلی

    سال 1359غضبان که حال جوانی رشید و توانمند و پرورش یافته مکتب حسین بود  با  شروع جنگ تحمیلی و حمله ناجوانمردانه  به شهر مهران و چالاب ابتدا به ناچار خانواده اش را به ایلام آورد و سپس بدون هیچ نگرانی ویا دلواپسی از بابت فرزندانش و با شوق و ذوق و شور حال خاصی دو طلبانه عازم جبهه های چالاب و چنگوله شد و بعد از 6 ماه به عضویت بسیج در آمد.به حضرت امام خمینی (ره)علاقه شدید داشت.به عاقبت جنگ خوشبین بود و دایما می گفت صدام چوب این حمله نا جوانمردانه اش را می خورد

    شهید غضبان و فر ماندهی تپه استراتژیک گر شیر

    سال 61 با تو جه به شایستگی و لیاقت و حضور مستمر وخالصانه و آشنایی ایشان به منطقه در تاریخ13-7-1361  بعنوان فرمانده پایگاه6 تپه گر شیر منصوب شد گرشیری که از لحاظ نظامی یک منطقه استراتژیک  و سوق الجیشی است و تسلط بر آن به منزله دیدبانی کل جبهه های این منطقه وراه مواصلاتی و ترابری جبهه مهران دهلران و ازطرف عراق بر راه های مواصلاتی جنوبی آن کشور از جمله بصره و بغداد و دیگر راه های ترابری  و لجستگی جبهه  عراق اشرافیت کامل دارد واهمیت این تپه را دکترین نظامی دو کشور ایران و عراق به خوبی درک کرده‌اند از این رو دشمن با تمام قوا ونیرو های کماندو و عملیات ویژه خود در صدد تصرف این تپه می باشد اما غافل از ایمان قوی و روحیه شهادت طلبانه فرمانده شجاع و دلیر شهید غضبان مزیدو حدود 25 نفر بسیجی مخلص و وعده پروردگار که فرموده فان حزب الله هم الغالبون

    شب عملیات و معراج شهید غضبان مزید

    چند روز قبل شهادت تحرکات دشمن در منطقه رصد عملیاتی می شد و نیرو های اطلاعات عملیات و شناسایی از تحرکات مرموزانه جبهه ی دشمن  خبر می دادند اما فعلا خبری نبود .ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود غضبان مرخصی گرفته بود و در حال خدا حافظی از دوستان و همرزمانش بود که صدای شلیک ممتد تیر بارچی از دیده بانی گروهان شنیده شد .غضبان بدون اتلاف وقت سریعا خود را به محل دیده بانی  رساند ،که گویا متوجه حضور نیرو های شناسایی عراق شده بودند .مرخصی خود را لغو و به نیرو های تحت الأمر دستور آماده باش داد وسپس به داخل سنگر خود رفت و مشغول راز و نیاز  و دعا با خدای  خود شد همرزمانش می گو یند او در عالم رویا و خواب خبر شهادت خود را گرفته بود  ساعاتی بعد همانطور که پیش بینی می شد شلیک سنگین توپخانه دشمن و دیگر سلاحهای سنگین و نیمه سنگین و انفرادی بر تپه مظلوم گر شیر و برسر  بهترین مردان خدا شروع شد وتا نیمه شب ادامه داشت شاید آن شب فرشتگان نظاره گر رزم تن به تن بهترین  و رذیل ترین فرزندان آدم بودند  .دشمن که به خیال خام خود فتح تپه آن را کرده بود آتش توپخانه را قطع و نیرو های تکاور و واکنش سریع خود را به منطقه فرستاد و تازه جنگ تن به تن حدود  25 نفری با گردان کلاسیک عراق شروع شد رزمندگان اسلام صدای تکبیر و الله اکبر فرمانده جوان خود را می شنیدند و روحیه می گرفتند و دلاورانه می جنگیدند .فرمانده گردان عراق  که یک سروان کماندو بود و برای فتح گرشیر جایزه تعین کرده بود توسط غضبان کشته شد .ساعت از نیمه شب گذشته بود جنگ تن به تن ادامه داشت ولی دیگر از آن  صدای دلنشین  تکبیر و الله اکبر  خبری نشد  نیرو های عراق با تحمل شکست سنگین و خسارات جانی مجبور به عقب نشینی شده بود  و با روشن شدن هوا حوالی صبح روز جمعه مورخه 1-11-1361 همرزمان غضبان دیگر شور هیجان پیروزی را نداشتند ،چرا که با پیکر خونین فرمانده لایقشان شهید غضبان مزید در خارج از سنگر  بر اثر تیر مستقیم گلوله دشمن از ناحیه صورت به آرزوی خود شهادت رسیده خود.نظریه پزشکی قانونی و کار شناس اسلحه و مهمات علت شهادت را ا صابت مستقیم گلوله کلت دانستند

                              مرغ باغ ملکوتم نیم  از عالم خاک             چند روزی قفسی ساخته اند اندر بدنم

                                   تو بالا رفته ای من در زمینم                  بخدا عمو جان روسیاهم شرمگینم

    شادی روح شهدا صلوات

    خاطرات شهید غضبان مزید

    شهید نظر می کند به وجه الله

    پس از شهادت پیکر مطهر شهید توسط همرزمانش وبا یک دستگاه تویوتابه پشت جبهه منتقل می شود و یکی از بسیجیها بالای تویوتاکنار شهید میماند بعد از طی مسافتی با حالت ترس و تعجب به راننده و سرنشینان می گو ید بایستید وقتی خودرو متوقف می شود وعلت را جویا می شوند آن بسیجی می گوید .دیدم که شهید چشمانش را باز کرد و به آسمان نگریست در حالی که لبخندی بر لب داشت .یکی ازسرنشینان خطاب به او می گوید این شهید با این حالت که دارد مشخص است یکی از شهیدان راستین است. خوشابه حالش

    نقل قول از همسر شهید

    ایشان زمانیکه به مرخصی می آمدند به مسجد می رفتند و هر دو پسر خردسالش را با خود به مسجد می برد تا با مسجد و نماز آشنا شوند و در آخرین مرخصی که آمدند یک دست لباس پلنگی قشنگ خرید وقتی از ایشان علت را پرسیدم جواب دادند این لباس عروسیم است

    نقل و قول از بسیجی پیرزاد حسینی

    زمانی در تهران با تعدادی رفقا و دوستان به همراه شهید غضبان کار می کردیم روزی مقداری گو جه فرنگی خریداری شده بود و به محل استراحتگاه آوردند  غضبان از صحت خرید اطمینان نداشتند که آیا پول آن را پرداخت کرده اند یانه؟لذا برای اطمینان از صحت معامله به مغازه رفت و موضوع را پیگیری کردوپس از صحت معامله از آن گو جه ها خورد 

    نقل قول از شهید زنده شیر علی رحمانی

    در آخرین روز های حیات شهید غضبان داشتیم با هم صحبت می کردیم که غضبان گفت شیر علی دختر کوچکم بسیارشیرین و جذاب است و او را خیلی دوست دارم هر وقت به  مرخصی می روم آنچنان با من بازی می کند و از سر کله ام بالا می رود که موقع بر گشتن دل نمی کنم و دوست دارم بیشتر بمانم و با او بازی کنم .در حین همین صحبت بود که یهو دیدم منقلب شد و شروع به گریه کرد و اشک چشمانش جاری شدو گفت نه شیرعلی این شیطان است که می خواهد من را با دخترم گول بزند .من عاشق امام حسین(ع) هستم و دوست دارم به او برسم و شهید بشوم .نه شیر علی من برای شهادت آمده‌ام و عاشق شهادتم

    وصیت نامه شهید غضبان مزید

    سم الله الرحمن الرحیم

    در این برهه از زمان انقلاب شکوهمند و پر عظمت اسلامی تحت فشارمستقیم بیگانگان و مستکبران قرار گرفته است و ظیفه خود می دانم که همانند دیگر مسلمانان و پیروان خط امام حسین (ع)که دنباله رو راه او باشیم و در حفظ و پایداری آن بکو شیم واز بین رفتن قرآن و رسوم پیامبران (ص)و امامان معصوم تا پای جان دفاع کنم ،و اینک راه شهادت در راه اسلام و قرآن را انتخاب کرده و جان بی ارزش خود را فدا می نمایم .امیدوارم که توانسته باشم قلب امام زمان و نایب بر حقش امام امت را خوشنودگردانم و باری همسر گرامی می دانم آنچنان که باید و شاید برای تو نکردم ،امید وارم که بعد از من برای فرزندانم مادری مهربان باشید و در نگهداری از آنان حد اکثر تلاش خود را بنمایید .باری پسران عزیزم بعد از شهادت من هیچگونه ناراحتی بخود راه ندهید و سعی کن چنان کسی باشی که بتوانی راه شهدا را ادامه بدهید ،تا خون شهیدان اسلام و مسلمین به هدر نرود و احترام خواهر و مادر و اقوامتان را حفظ نگهدارید وتا آنجا که می توانید در اطاعت از دستورات اسلام و قرآن ،آنها را هم در کار های خود بکار ببرید و شخص مهم و گوش به فرمان امام امت که فرستاده و نایب امام زمان است باشید.والسلام

    آخرین قنوت

    تو در آخرین قنوت نمازت از معبودت چه خواستی که تنها چند ساعت از راز و نیازت نگذشته بود که کوله بارت را بستی و به دست شقی ترین افراد روزگار به خیل دوستانت پیوستی ، چنگوله از تو گله ای  ندارد که در آن نبرد نابرابر و ناجوانمردانه و در آن شب بی کسی تنهایش  گذاشتی ، تقصیر نداشتی چون این قفس برایت تنگ بود ،دوستانت گفتند که  قول شهادت را در عالم رویا به تو داده اند ،این از اخلاص و سادگیت بود . راستی گره شیر دلتنگت شده است و دوستانت طاقت دوریت را ندارند.
    با تشکر از همراهی و همکاری فرزند شهید ،حاج رحمت الله مزید + نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:10  توسط علی- مزید  |  9 نظر


    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شهید ,غضبان ,امام ,شهادت ,الله ,عراق ,شهید غضبان ,حضرت امام ,غضبان مزید ,دوست دارم ,امام زمان ,
    شهید غضبان مزید از ولادت تا شهادت

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده